سكوت سرشار از حرف هاي نگفته است و خاطرات ننوشته
نمي دونم اينو قبول داري يا نه
اگه قبول داري پس چرا به من مي گي " باز چرا ساكتي؟"
شايد خيلي وقتا سكوتم آزارت بده اما من سكوت رو دوست دارم؛ مي تونم باهاش تو خلاء زندگي كنم.
عاشق اون سكوتم كه تنها صداي نسيم نفس هات پرش مي كنه
عاشق هزار حرف نگفته ام عاشق آواي سكوتم
حرفهايي كه تو سكوت هست ، شايد هيچ وقت نشه گفت، يا نوشت، اما ميشه حس كرد...
زيباترين خاطره هام سراشار از سكوته.
تو بگو...
با كدامين جمله گرماي دستت رو تفسير كنم كه بشنوي؟
يا چه جمله اي بگي كه آرامش نفس هات رو بهم بده ؟
بدون كه :
زيباترين خاطرات، زيباترين آرزوهام با سكوته
من از اين دنيا يه نيمكت چوبي مي خوام كه پر پرواز من و تو باشه براي رفتن به اوج سكوت، براي شنيدن آواي سكوت
حالا تو بگو:::
اگه عقاب تيز پرواز سكوتمي
اگه مرد راهي و اهل پرواز
هم پرواز شهر سكوتم مي شي؟












